بیا ای تک‌سوار جاده نور

بیا ای تک‌سوار جاده نور

قطعه موسیقیایی فیلم سفیر ساخته کامبیز روشن‌روان با مطلع «بیا ای تک‌سوار جاده نور» هنوز نغمه‌ای شنیدنی از انگاره‌های عاشورایی است.
 با پیروزی انقلاب اسلامی فضای سینمایی کشور دستخوش تغییرات وسیع شد. اشکال پیش از انقلاب سینما که در سال ۱۳۵۶ با ورشکستگی سینمای تجاری به بن‌بست رسیده بود، دیگر مقبولیتی برای عموم مردم نداشت. از سوی دیگر، فضای عمومی کشور که با جنگ تحمیلی همراه شده بود، خواهان گونه‌ای دیگر از سینما بود که چاشنی آن مسائل دینی و البته اکشن بود.
فیلم سفیر محصول سال ۱۳۶۱ به کارگردانی فریبز صالح نمونه شاخصی است از طبع عمومی جامعه در اوایل دهه شصت خبر می‌دهد. فیلم با داستان مذهبی و البته چاشنی اکشن، مملو از صحنه‌های سوارکاری و شمشیرزنی که به مرور زمان و با ظهور گونه‌ای از سینمای عرفانی در سینمای ایران کم‌رنگ شد. سفیر لقب پرفروش‌ترین فیلم سال اکرانش را به خود اختصاص داد.
سفیر داستان قیس بن مسهر است که با نامه‌ای از طرف حسین بن علی (ع) برای سلیمان بن صرد خزاعی راهی کوفه می‌شود. وی در راه توسط ماموران ابن زیاد والی کوفه دستگیر و به زندان می‌افتد. در زندان به وی گفته می شود در صورت سخنرانی علیه حسین بن علی (ع) از زندان آزاد خواهد شد. وی با قبول این شرط به روی منبر رفته؛ اما علیه یزید سخنرانی می‌کند. پس از این سخنرانی قیس به دستور ابن زیاد کشته می‌شود. فیلم با بازی درخشان فرامرز قریبیان و عزت الله مقبلی هنوز دیدنی است؛ اما بیش از همه موسیقی فیلم است که با ترانه‌ای انقلابی به‌یادماندنی مانده است.
کامبیز روشن‌روان، هنرمند پیشکسوت عرصه موسیقی کشور با زنده‌یاد فریبرز صالح در چند اثر سینمایی همکاری داشته است. او درباره همکاریش به خبرگزاری مهر گفته است: ما همکاری‌های بسیار خوب و ارزشمندی با هم داشتیم و خوشحالم که در سابقه فعالیتهای سینمایی من آثاری از فریبرز صالح ثبت شده است.
روشن‌روان درباره موسیقی فیلم سفیر می‌گوید:در جریان این همکاری یکی از اتفاقاتی که هیچ وقت از خاطرم نمی‌رود مربوط به ساخت موسیقی سکانسی از فیلم «سفیر» است که قرار بود در این سکانس ابن زیاد خود را در جامه امام حسین (ع) ملبس کند و به کوفه بیاید تا واکنش مردم را نسبت به ورود امام ببیند. در ادامه این سکانس ابن زیاد نقاب از چهره برمی‌دارد تا ببیند مردم در مواجهه با حقیقت چه رفتاری از خود نشان خواهند داد و خودش را نزد مردم چگونه می‌یابد. کل این سکانس مخاطب هم مثل مردم کوفه از اصل ماجرا بی‌خبر، غافلگیر می‌شود.
او درباره ساخته شدن این قطعه شنیدنی می‌گوید: با فریبرز صالح و یک شاعر در گفتگوهای متمادی توانستیم قطعه‌ای باشکوه برای لحظه ورود ابن زیاد بسازیم که واقعا تاثیرگذار بود. اولین بار که می خواستم این فیلم را در سینما ببینم به سینما آزادی رفتم و کنار مردی نشستم که ظاهراً از شهرستان آمده بود و غرق در صحنه ورود امام حسین (ع) به کوفه شده بود و گریه می‌کرد. وقتی به صحنه‌ای رسیدیم که ابن زیاد چهره واقعیش را نشان می‌دهد این مرد ابتدا شوکه و بعد چنان عصبانی شد که فقط ناسزا حواله ابن زیاد می کرد. بعد از آن در چند سالن دیگر هم این فیلم را دیدم هربار که به این صحنه رسیدیم رفتاری مشابه این اتفاق را در اطرافیانم مشاهده کردم.
علاقه‌مندان می‌توانند این قطعه شنیدنی را در ادامه این خبر گوش فرادهند و خاطرات گذشته خود را مرور کنند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *