آیا درهای ارکستر ملی روی دیگر آهنگسازان گشوده خواهد شد؟

آیا درهای ارکستر ملی روی دیگر آهنگسازان گشوده خواهد شد؟

پس از مدت‌ها تعطیلی و کشمکش بر سر راه‌اندازی ارکستر ملی سرانجام روز دوشنبه خبر احیای این ارکستر در نشستی با حضور علی رهبری، فرهاد فخرالدینی و جمالی مدیرعامل بنیاد رودکی اعلام شد تا به هر تقدیر پس از گذشت نزدیک به دو سال از وعده انتخاباتی رئیس‌جمهور این مهم تحقق یابد و اهالی موسیقی را که این روزها زیر هجمه انواع اتهام‌های ناروا همچون اباحه‌گری قرار دارند شاید اندکی دلگرم و به آینده امیدوار سازد. امید به اجرای ملودی‌ها و آهنگ‌های ایرانی که در خاطره‌های جمعی ما قرار دارند.

اما آیا آثار و آهنگ اغلب آهنگسازان ایرانی با این ارکستر که نام ملی را با خود یدک می‌کشد امکان‌پذیر خواهد بود؟ این آیا، پرسشی است که همواره در طول رهبری فرهاد فخرالدینی بر ارکستر ملی برقرار بود و انتقاد همگان را به دلیل عدم تحقق برانگیخت. فرهاد فخرالدینی همان‌طور که در نشست خبری احیای ارکستر ملی نیز بارها عنوان کرد؛ تنها موسیقی گل‌هایی را موسیقی ملی ایران می‌داند و ضمنا آثار آهنگساران آن دوران به قبل‌تر را شایسته برای تنظیم و اجرا با ارکستر ملی ارزیابی می‌کند. بنابراین پرمشخص است آهنگسازان جوان‌تری که پس از دوران گل‌ها سربرآورده‌اند، بازهم به ندرت در اکستر ملی جایی بیابند و بهتر بگویم شاهد اجرای آثار خود نخواهند بود.

 

تاکید بر سطح موسیقی گل‌هایی که بارها فخرالدینی بر زبان آورد موجب شد خبرنگاران از وی درباره نوع زیبایی‌شناسی ارکستر ملی احیا شده در سال ۸۹ توسط شورای فنی به مدیریت حسین علیزاده، هوشنگ ظریف، هومان اسعدی و هوشنگ کامکار و… بپرسند؛ که آیا سطح زیبایی‌شناسی این شورا نیز مورد رضایت فخرالدینی بوده که با جواب قاطع رهبر ارکستر ملی مبنی‌بر رد آن نوع زیبایی‌شناسی مواجه شدند.

 

دقت کنید شورای فنی ارکستر ملی پیشین بر آن بود تا هر آنچه را در دوران رهبری فخرالدینی به آن نقدی وارد شده است برطرف کند و در این راستا از آهنگسازانی که هرگز آثار آنان در ارکستر ملی اجازه اجرا نیافته بود نیز دعوت به همکاری کرد و حتی از سایر تنظیم‌کنندگان برای تنظیمات بهره‌گیری شد تا قطعات به‌یادماندنی چون نینوای حسین علیزاده در آن اجرا شود. اما حالا دوباره فخرالدینی در را بر همان پاشنه قبلی می‌چرخاند و قرار نیست این سطح موسیقی در آن اجرا شود. پس وقتی نینوای علیزاده جایی در ارکستر ملی ندارد، بی‌راه نیست که آثار آهنگسازان جوان نتواند به ارکستر ملی راه بیابد.

 

بنا بر مواردی که در بالا گفته شد سوای آهنگسازان پس از گل‌ها که به سختی شاید بتوانند راهی به ارکستر ملی بیابند و به همین علت عملکرد فخرالدینی به زیر تیغ نقد می‌رود، مساله دومی که همواره ارکستر ملی دوران فخرالدینی را مورد نقدهای تند و تیز قرار می‌داد، تنظیم آثار برای ارکستر بود. چراکه همواره نفرات مشخصی (شاگردان فخرالدینی) تنظیم ملودی‌ها و نوشتن پارتیتور را برای ارکستر ملی انجام می‌دادند که به یکسان شدن تنظیم اغلب ملودی‌ها انجامیده بود و بعضا کارشناسان بر یکدست شدن تنظیم‌ها خرده می‌گرفتند. سلیقه تنظیم‌کنندگان در تنظیم آهنگ که منجر به صدادهی ملودی خطی در فضای چندبعدی می‌شود، به علت یک‌دست بودن در بیشتر اجراها و به دلیل متفاوت بودن صدای ارکستر با آنچه انتظارش می‌رفت همواره نقدهای کیفی را در ارکستر به دنبال داشت.

 

به همین دلیل خبرنگار ما در نشست خبری جویای این مساله از رهبر ارکستر ملی شد که آیا دوباره تنظیم‌کنندگان قطعات، تنها آقایان علی‌اکبر قربانی و شهرام توکلی خواهند بود؟ و آیا راهی برای همکاری سایر تنظیم‌کنندگان به‌منظور تنوع بخشیدن به ذائقه شنیداری مخاطب و ارتقای کیفیت ارکستر ملی وجود خواهد داشت؟

 

که فرهاد فخرالدینی ضمن بالا دانستن سطح کیفی تنظیم‌ها از سوی هر دو شاگردش، اعلام کرد که در اندازه این دو نفر تنظیم‌کننده خوبی در جوان‌ترها و فارغ‌التحصیلان آهنگسازی سراغ ندارد و البته از همکاری نفرات جدید استقبال خواهد کرد؛ نفراتی که دانش و کیفیت کار آنها در تنظیم آثار، نظر مثبت و مطلوب او را کسب کند. و حالا باید منتظر شد تا ارکستر ملی در روزهای آتی به روی سن برود و آنگاه دوباره به این مساله فکر کرد که آیا درهای ارکستر ملی به روی دیگر آهنگسازان باز خواهد شد و از انحصار سبک دیدگاه فخرالدینی و شاگردانش بیرون خواهد آمد؟

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *